X
تبلیغات
سیر سبز - خداحافظی

شنبه 1389/08/29

خداحافظی

 
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از چهره گشاید شاید


دست افشان , پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
هر که نشناسد امام خویش را
درکه بسپارد زمان خویش را


ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمهء تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ما می شدی
مایهء آسایهء ما می شدی
هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود
 
به خوبا سر میزنی مگه ما بدا دل نداریم
خوبیم بدیم پات نوشته شدیم آقا
..............عشق فقط تویی.............
 
...................................................................................................
 
 
 
دوباره تابستون شد و مثل اینکه دوباره قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند فقط همینو بگم که:
 
دست افشان , پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دیگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
 
کاش برسم به اونجایی که بگم:
 
صفا و مروه دیده ام
دور حرم چرخیده ام
هیچ کجا برای من
کرب و بلا نمیشود
 
 
یه خاطره هم بد نیست بگم که سال پیش تو مکه اولین باری که رفتیم خونه ی خدا انقدر از خود بی خود شده بودیم که دنپایی هامونو نمیدونستیم کجا گذاشته بودیم(هرچند دمپایی ها خیلی زیاد بود) من تو هتل یه لنگه از دمپایی هام با یکی عوض شد و همون دو لنگه ی متفوت رو هم تو کنار خونه ی خدا گم کردم خیلیا گفتن بیا یه دمپایی از همینایی که شرته ها برای همین وقتا گذاشتن بپوش و برگرد منم که.............پا برهنه تا خود هتل پیاده اومدم جاتون خالی پام تو اون گرما که رو سنگای کف زمین میتونستید تخم مرغ بپذید نابود شد خلاصه اعصابم خورد بود که روحانی کاروانمون گفت ایبی نداره سال بعدم میای اینجا (میگفت میگن هرکی دمپاییش رو تو مسجد الحرام گم کنه سال بعدم میاد مکه منم که میدونستم یه لنگه از دمپایی هام برای خودم نبود به شوخی گفتم برا من یه لنگش برا یکی دیگه بود پس کربلا میرم (اعتقاد به این حرفا ندارم ولی دلیه)اخرشم  شد تابستونه امسالو یهویی یاد این خاطرم افتادم نمیدونم شاید اون فردی هم که اشتباهی یه لنگه ی دمپایی منو پوشیده بود شاید مثل من کربلا باشه بی خیال امیدوارم اگه برگشتم یادم بیادو از خاطرات مکه و کربلا بتونم بنویسم خاطراتی که رو کاغذ اآووردنش برام خیلی سخته
 
 
........................................................................
 
فقط امیدوارم همه ی دوستان آشنایان فامیل عوام خواص و.... 
اگه برگشتیم یا اگه قسمت شد برنگشتیم
 
 حلالم کنید حلالم کنید حلالم کنید
 
حلالم کنید حلالم کنید
 
حلالم کنید
 
.............
 
نوشته شده توسط قلم در 23:59 |  لینک ثابت   •